•ᴗ•

پارادوکس

 تضادی که من باشم

تف با دو دقیقه تاخیر جا موندم:((

ایتس می

ماه نوشت خرداد (:

+عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت/که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

++بعد نوشت: کتاب جدیدام که امشب خریدم شون جز کوچیکه کلیکووو

تعطیلی و ریلکسیشن(:

ای دوست شاد باش که شادی سزای توست/این گنج مزد طاقت رنج آزمای توست/صبح امید و پرتو دیدار و بزم مهر/ای دل بیا که این همه اجر وفای توست

یوتیوب

دلمان برا یوتیوب تنگ گشته بود مثلاً نه صبح بیدار شدیم درس بخوانیم خدا شاهده از ۹ صبح تا همین اکنون بی وقفه در یوتیوب بودیم :) مرسی از سوپر وی پی ان برای لحظات شادی که برایمان رقمید.

پ.ن: بت فایز اشارت کن به ابرو/بکش تیغ و بکش پیر و جوان را

اندکی غر

درد هایمان‌ خودش یک پا شعر است آنهم از نوع پر سوز و گدازنه‌

روزمرگی

پ.ن :سوختن با تو به پروانه شدن می‌ارزد/عشق این بار به دیوانه شدن می‌ارزد/گرچه خاکسترم و هم سفر باد ولی/جستجوی تو به بی خانه شدن می‌ارزد

جنگ

ای پروردگار ما ، عاقبت مارا بخیر کن ! هرچی ظالم است تو نیست و نابود بفرما حال میخواهد اینوری باشد اونوری باشد ، داخلی باشد خارجی باشد هرچه است لطفاً نابودش بگردان،، آمین

+/حالا ما تازه فردا می‌خواستیم برویم آزمایشگاه! و اولین روز کاری ای تف تو ذات این جنگ

بی عنوان

به طرز عجیبی امتحان مان در ۱۷:۳۰ به اتمام رسید و در ۱۸:۳۰ نمرات وارد گشت و ما ۱۷ شدیم بدی نی جای شکر دارد ولی خدایی ما خودمان را برای۱۹ حاضریده بودیم .. حالا نه اینکه ما چت جی بی تی نزنیم و مصون از تقلبیم ولی خب ببین سوالات چی بود که GPTشد ۱۷ ..کلیک خدایی اکسل موبایل کار اگ میکرد کامل میشدم با GPT رگرسیونی که برا نمودار بم داد اشتباه بود

روزها فکر من این است و همه شب سخنم / که چرا غافل از احوال دل خویشتنم؟

شاطر

رفقای قدیمی حتما آقای شاطر را یادشان است..

+مده فایز به وصل گلرخان دل/که آخر می‌کشندت از جدایی

رمز آلود

به رفقا کسی بخواد رمز داده میگردد!

+بعد نوشت: من امروز دلم میخواد کلی حرف بزنم با بقیه حتی تو بلاگفام کامنت کسی برام نمیفرستع ای تف :((( تو واقعیت هم کسی نی بش بزنگیم و از خود بگوییم و اونیز از خود بگوید!

حالا هیشکی درخواست رمز هم نمیکنه بگم بفرما این رمز :|


برچسب‌ها: رمز آلود

موزیک

کلیک

+ تقریبا ۹ مِگ ئع...

میلاد و از این حرفا

دلمان میخواست دیروز پست بگذاریم اما گفتیم زشت است و کنسلش نمودیم:)

مرغک بی آشیان تنها نشسته /دل بی معرفت تنها شکسته( پارادوکس نویس)

شرح طویله!

هیچی نی فقط اندکی درد و دله!

جهان به خواب و شبی چشم من نیاساید/چو دل به جای نباشد، چگونه خواب آید؟

+ ساعت ۴:۲۰ دقیقه رسیدم خوابگاه :)

رفقا کارم  اشتباعِه ؟

بااینکه دانشگاه ها مجازی شده اما من امروز به مدت ده پو‌نزده روز دارم میرم استان دیگه و فلحالاً تو اتوبوسم ، نمی‌دونم تصمیمم اشتباه بوده یانه و بابتش استرس زیادی دارم :( کلیک

اگر خواهی بسوزانی جهان را/رخی بنما بیفشان گیسوان را

اندر دری وری های نصفه شبانه

بلاخره بعد چند هفته توانستیم اتاق نازنینمان را پس بگیریم فلذا‌ برای این اتفاق میمون امشب خودمان را به دیدن سریال مورد علاقه مان دعوت نمودیم و فلحال ۱:۵۴ بامداد است .. #وی عاشق چا سِ گِ( آقائع تو دشمن سلطنتی من) گشته !

* نی دولت دنیا به ستم می‌ارزد/نی لذّت مستی‌اش الم می‌ارزد/نه هفت هزار ساله شادی جهان/این محنت هفت روزه غم می‌ارزد

شرح حال

حقیقتا دلمان میخواد ابوالفضل درونمان را کنار بگذاریم و صمیمانه باهاتان دردِ دل بگوییم ! حالا بینش یه کاری میکنیم فلحال شرح طویله از این سه ماه بدهیم !

+ آقا دارید می‌خونید لطفاً کامنت بگذارید دلم برا همه تون و صحبت کردن باتون تنگ شده :(

سلام سلام

سلام و درود بی پایان مان بر شما رفقای جان

دلم برایتان بس تنگ شده بود و خداوند منان را بسی شکر گذارم که بلاخره بعد گذشت سه ماه و البت قبل ترش دی ماه را هم بهش بیفزاییم بعد گذشت سه ماه و اندی صفحه ی وبلاگ گشوده شد و وقتی چشم مان به بخش وبلاگ دوستان خورد و دیدم همه شان پستی گذاشته اند و وبلاگ هایشان بروز شده است نفسی از حس آسودگی خاطر بیرون دادیم و گفتم آخیش خدای من دمت گرم...

توی این سه ماه نگران خیلی ها بودم از بعضی از رفقا شماره ای داشیم و سعی مان را کردیم حال شان را بپرسیم و خودمان را از چنگ نگرانی برهانیم .. و به طبع شماره ای از بعضی از رفقا موجود نبود و بعضی از شب ها که بهتر است بگویم بیشتر شبها که دلتنگ بلاگفا میشدم در عالم خواب با چهره هایی که برایشان در ذهنم ساختم گپ و گفت میکردم ... از آقای دکتر حسین سرباز بلاگفا که هربار می‌شنیدم آن سمتی از کشور را زدن دلمان هُری برایشان میریخت و نگران چایی شیرین خانم و خودشان می‌شدیم ، از فاطمه از سحر ، از آقای خط خطی ، از نورای که دانشجو صنعتی شریف بود ، نگران زهراگلی که از جنوب بود ، تماس بی پاسخ ، سارا روانشناس بلاگفا ، هم استانی مان آقای واتوره ، اون یکی هم استانی مون جناب حباب ، آقای دکتر محمد جواد, بعضی شبا یاد رفقایی می افتادم که جز اولین مخاطبایی بودن که آن موقع ها M بودم و دیگر خبری از شان ندارم مثل پسر صبور ، زینب ، آقای روستانشین ، ،زی زی، دختر پرواز ، زینب خانوم خواهر دکتر فاطمه ، عمو قندک ،آقای ج ، سهیل ، همتا ، هیوا ، نرگس و آقای مبین و خیلی دیگر از رفقای قشنگم و همه آنهایی که با نقطه و ویرگول در اینجا مکاتبه میکردیم ..

از خدای خودم می‌خوام که شما رفقام رو سلامت نگه دارد و از شر تموم بدی ها و مشکلات و آسیب ها دور کند و ایران قشنگم همیشه ایران و پابرجا بماند :)

...

🎨 تنظیمات قالب
🔤 فونت متن
🔎 اندازه متن
☁️ یک بیت برای تو