همه را بِ وِل فقط این را امشب خواستاریم :
با آنکه به ما نمیشود راست/این کار، ولیک هم بکوشیم/باشد که ز جام وصل جانان/یک جرعه به کام دل بنوشیم
تضادی که من باشم
با آنکه به ما نمیشود راست/این کار، ولیک هم بکوشیم/باشد که ز جام وصل جانان/یک جرعه به کام دل بنوشیم
..
من نه آن صورتپرستم کز تمنای تو مستم/هوش من دانی که بردهست؟ آن که صورت مینگارد
ب.ن :به هرحال اشتباه اشتباهه اینو میگذارم جلو چشمم باشه :)کلیک
حالا درس های که امروز گرفتم: ۱. منسجم حرف بزنم ۲. به خودم اعتماد کنم ۳. استرسم و کنترل کنم ۴. سعی نکنم ابداع کننده روش باشم
آن که چون سایه ز شخص تو جدا نیست منم/مکش ای دوست تو بر سایهٔ خود خنجر خویش
نگرانم همه با تجربه و با سالها سابقه تدریس به نظر میاد :(((
یک دل آسوده نتوان یافت در زیر فلک/در بساط آسیا یک دانهٔ نشکسته نیست
.ای دل! چو زمانه میکند غمناکت/ناگه برود ز تن روانِ پاکت
ما را بجز این جهان، جهانی دگرست/جز دوزخ و فردوس، مکانی دگرست
گر من از عشق غزالی غزلی ساختهام/شیوه تازهای از مبتذلی ساختهام
همه یک به یک مهربانی کنید /به کل جهان پاسبانی کنید /به صلح جهانی بکوشید سخت /به فر جهان باور نیک بخت
روی گندمگون او با من نمیدانم چه کرد؟/این همی دانم که: همچون کاه میکاهم دگر
لعنت به جنگ :( امیدوارم باعث و بانی های جنگ به درک واصل بشند .نه اینکه تاالان زندگی خوبی داشتیم به همونم گند زدند !
بر چهرۀ گل نسیم نوروز خوش است/در صحن چمن روی دلافروز خوش است
چو بستی در به روی من، به کوی صبر رو کردم/چو درمانم نبخشیدی، به دردِ خویش خو کردم
حالا که این قلب من کوه غمه /همه ی استرس ها روی منه /بزار پس دل تو هم جون بکنه / تو بزار برو منو تنها
.هر سرِ مویِ مرا با تو هزاران کار است/ما کجاییم و مَلامتگرِ بیکار کجاست؟
دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما/چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟
حس میکنم یک طبل تو خالیم فقط بلدم زر مفت بزنم ! هیچی نیستم
+رفقا وبلاگتون سخت بالا میاد بعد جواب میدم مرسی بابت کامنت هاتون🌹
صفایی بود دیشب با خیالت خلوتِ ما را/ولی من باز پنهانی، تو را هم آرزو کردم
همه شو تا سحر اختر شمارِم/که ماه رویت آیو در کنارِم
خامی و خامی و خامی !
ای خواجه دوای درد ما کی باشد؟/وین وعده و انتظار تا کی باشد؟
ز وصل روی جوانان تمتّعی بردار/ که در کمینگه عمر ست مکر عالم پیر
یادش بخیر قدیما چقدر تو بلاگفا چالش ناشناس میگذاشتند ! یهو تو وب دوستان دیدم خوشم اومد😁
هر آنچه دل تنگت میخواهد بگو! انتقادی ، پیشنهادی ، شعری ، نصیحتی ، کنایه ای چیزی خلاصه که چالشه هرچی دوست دارید بگید واسی خودتونه😁
گفتی: ز عشق بازی کاری نمیگشاید/تدبیر ما چه باشد؟ کار آن چنان که باید
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است/هزار بار من این نکته کردهام تحقیق
ای دل به کوی عشق گذار نمی کنی ؟ / اسباب جمع داری و کاری نمی کنی ؟