یکم غر بزنم بعدش نقاب میزنم و خودم و اوکی نشون میدم (:
از اینکه کار مفیدی برای انجام دادن. ندارم حالم بهم میخوره
خدایی از صبح تا نصفه شب گوشی دستمه اما هیچی توش نیست برام هیجان انگیز باشه فقط دارم صفحات وبلاگ رفقا رو جابع جا میکنم و پست های قدیمی شون رو میخونم ..
بعد صبح گفتیم یک سر بریم اینستا وقت بگذره : لامصب حالمو زد داغون تر کرد فلحال که همه مشغول عشق و حال و دور دور و لیلیوم به دست و زندگی های فوق لاکچری و تجملاتیند ! و رو روتین شون کار میکنند که از زندگی لذت ببرن ! حالم بدتر شد و درگیر مقایسه شدم:/ و همون و مستقیم زدیم حذف ..
خدایی آدم عوضی و بیشعوری نیستم همش دارم زورم و میزنم یه زندگی عادی نسبتاً معمولی حال خوب کن برا خودم بسازم ...
دارم خودم و پاره میکنم برم سر کار مگه کار کردن بده؟
امروز هم میخواستم برم چند تا آزمایشگابپرسم که تکنسین شیمی به کارشون نمیاد اگه لازم باشه حتی میرم تزریقات هم یاد میگیرم که تف همه جا بسته بود
من اصلا مشکلی ندارم برم فروشندگی کنم یا حتی آشپزی کنم ولی با حرف مردم مشکل دارم
چند روز پیش پسر عمو بزرگم که اختلاف سنیش با بابام فقط یکی دوساله برگشت گفت : خب تموم کردی حالا اینهمه درس خوندی چیشد .. درس و ول میکردی خیاطی و آرایشگری یاد میگرفتی بهتر نبود ( دختر خودش خیاطه!)
همین مرد مخ مامان و بابام و زد نذاشت برم زبان ، نداشت برم کلاس های فوق برنامه ( چرا؟ چون میگفت دختر مگه درس میخونه ! شوهر میکنه میره دیگه)
همه اینها اعصابم و بهم میرزه
میره رو مخم
اصلا هم خوشم نمیاد یه جا بشینم و بقیه بهم پول بدند خب هرچی دلت میخواد بخر و..
واقعا به دوستام حسودی میکنم همش عکس و استوری فلان کافه بسیار کافه و دورهمی های دوستانه .. حالا اگ من بودم میخواستم با پول بابام برم کلی عذاب وجدان میگرفتم
خدایی زندگی خداروشکر بدی نداریم و هیچ وقت هشت مون گرو نه مون نبوده و هروقت پولی خواستم همون لحظه زدند به حسابم
ولی از همون بچگی ترجیحم این بود به جا اینکه آسایش و راحتی یک راه و ببینم سختی هاشو در نظر بگیرم و همین طوری زندگیم و به خودم کوفت کردم
من از خدا نه جیب پر پول بدون تلاش میخوام که یه شبه پولدار شم نه چیز دیگه ای
فقط یدونه کار میخوام
خودم تلاش کنم
پول دربیارم لذت شو ببرم ..
گاهی میگم خاک تو سرت اندکی پاچه خواری بلد بودی بد نمیشد ! به حق و حقوق بقیه چیکار داری
یه بنده خدایی راست گفت گور بابای همه، اونا که دارن میخورن تو هم بخور و غارت کن ! فعلا ما اینهمه درست زندگی کردیم هیچی نشدیم . آحر همینا تو زندگی شون عرج و قرب بالا تری دارند و آب به آب تکون نخورد هیچ برعکس تو این مملکت همه عاشق شونند
نه آدم مذهبی خشکیم به بهشت و جهنمی که اینا میگند معتقد باشم نه خیلی بی دین و ایمون که هرغلطی بخواد دلم کنم
دلم میخواد
خودم زمین بخورم
خودم پاشم
اینطوری زندگی برام جذاب تره احساس بهتری بهم میده
به قول قیصر امین پور که میگه زندگی با پستی بلندی هاش قشنگع
به خدا قبلا آدما میگفتن ما میگردیم کار پیدا نمیکنیم و میگفتم چه مزخرف وقتی خونه بشینی مگ کار میاد سراغت
الان به همون درد دچارم ! میگردم و پیدا نمیشه .
حالا من اسفند ۱۴۰۴ رو در نظر نمیگیرم از فروردین ۴۰۵ یعنی من بیشتر ۶۰ تا جا رفتم برا کار دریغ از اینکه یکیش بگه باشه بیا سرکار 😑 خدایی همون ۲۰ روزی که شهر خودمون نبودم و کلی تو آزمایشگاع درگیری داشتم باز کارم این بود از ساعت ۹ تا ۱۱ زنگ بزنم شرکت های مختلف تو استان خودمون ،، هرروز ایمیل میزدم الان صندوق ایمیل های منو نگاه کنید بیشتر از ۵۰ تا ریجکتیه:((
دارم به حرف دوست نازنینی میرسم که بم گفت هرچی آدم خرابتر باشه زندگی و شانس بهتری داره .
یعنی مثال بارز حرف ش و تو خوابگاه دیدم !
الان ممکنه بگید خب چرا خودتو با کار خونه سر گرم نمیکنی : تو این چند روز کل جهاز مامانم و انداختن تو وایتکس و کابینت هارو سابیدم مامانم میگه باز این افتاد به جون خونه ،، خب اینام تموم شد چیکار کنم :(((
عمرن دیگه تا کار پیدا نکنم و یکی دو سال کار نکردم برم ارشد بخونم تهش مدرک بگیرم که چی ! وقتی نتونم باش تو این مملکت کار پیدا کنم
خدایی اینهمه بریز و بپاش الان دارید میکنید برا چی ؟
در عوضش چارتار راه کار بندازید برا جوونای مملکت که حداقل خودشون کار بکنند تهش نگید بودجه و هزار کوفت و زهرمار دیگه رو حرووم میکنند..
واقعا مسخره ست
به طرز عجیبی ۱۳ ماهه خواب و زندگی ندارم :/ یعنی حاضرم قسم بخورم من ۱۳ ماهه یک شبم نشده کابوس نبینم :/
یک روز هم نشده گوشام وز وز نکنه
این چند روز انقدر عکس تابوت و قبر دیدم تو اینا و بله که پروف گذاشتند همون دو ساعت خواب هم ازم گرفته شده
آقا من مشکلی ندارم به هرحال هرکسی، شخصی رو میپرسته و بی نهایت دوستش داره ولی خدایی پروف میزارید عین آدم درست انتخاب کنید .. شاید یکی مثل من مشکل داشته باشه نتونه تحمل کنه !
خدایی۲۳ـ۲۴ سنی نیست ولی مجبوری مشت مشت قرص اعصاب بخوری پاییز به تشخیص خودم گذاشتم کنار و به دکتر اصرار جان من دیگه نمیخوام قرص بخورم بیا قطعش کنیم ولی الان میفهمم که اشتباه بود ... خدایی اون قرص خوابارو که میخوردم حداقل میخوابیدم اما الان همونو که نمیخوابم هیچ کابوس هام هست با شدت بیشتر..
هنوز دو سه ورق از قرص هارو دارم گذاشتم برا روز مبادا که شروع شون کنم دو سه هفته است دارم مقاومت میکنم ولی به نظر باید مقاومت و بشکونم
واقعا خنده داره تو مملکتی زندگی میکنم قرص میگذارم برا روز مبادا😂
زندگی بد جور داره ما رو میفرسایع!
من فلحال روی خط باریک مویم
یهو دیدید بیشتر از این بریدم و آسون ترین و در عین حال وحشتناک ترین مسیر و انتخاب میکنم و زندگیم و تموم میکنم !
واقعا فشار های زندگی از همه جهت که نگاه میکنم بر من زیاده
آدم سوسولیم نیستم یک چیز کوچولو منو از پا دربیاره
برعکس آدم سر سختیم سر سخت تر از اونی که فکر شو میکنید
..
کاش انقد بقیه آدمها برام مهم نبودند..
( حذف......)
واقعا تحمل این زندگی برام سخت شده