شاعری !
یادش بخیر دفتر تست ریاضی دوازدهمم و پیدا کردم دریغ از چهارتا تست ریاضی همش شعر هایی بود که خودم نوشتم :) سه تا از شعرهای خودم در ادامه مطلب قرار گرفتند
تضادی که من باشم
یادش بخیر دفتر تست ریاضی دوازدهمم و پیدا کردم دریغ از چهارتا تست ریاضی همش شعر هایی بود که خودم نوشتم :) سه تا از شعرهای خودم در ادامه مطلب قرار گرفتند
کاش ما آدمها یاد بگیریم با همدیگه با ملایمت حرف بزنیم و درست صحبت کنیم شاید عده ای این حوالی باشند که تمام احساسات و تار و پود شون به یک مو وصله ، شاید اون طرف داره به زور خودشو جمع میکنه و یک حرف به ظاهر ساده تو چنان فرو پاشیده اش میکنه که ممکنه چنان زخمی رو قلبش بگذارع که هفته و ها و ماه ها و شاید سالها نتونه با هزار و یک وصل و پینه درستش کنه
کاش ما آدمها یاد بگیرم که به رفتارها مون احترام بگذاریم
آفتاب از سر هر کوچه که بیند رویت/شرمش آید که بدان کوچه دگر بازآید
یکی از خانه میگریزد به امیدِ آسمان /نمیداند که گاهی میرسد بر باد، جان /اگر انتخاب از ترسِ ماندن شکل گیرد /کجا باشد میان این دو، راهِ امنِ انسان؟
(۲:۱۰ نوشت: اگه نخوابم و ساعت از دو رد بشه دیگه کلا نمتونم بخوابم :/)
قابل وبلاگ چطوره؟ با GPT درست کردم ! این رو بگذارم یا برگردونم به قالب قبلی؟؟
ز چشمِ تو هزاران ردفلگ خواندم، نرفت/دلم ز تاکسیکِ این عشق، باز هم نرفت/گمان کردم که این وایب، عطرِ بهشت است/نفهمیدم که دل از خویش، بیخبر ماند و نرفت
دل رفت بَرِ کسی که سیماش خوشست/غم خوش نبود ولیک غمهاش خوشست(ابوسعید ابوالخیر)
+رفقا نقاشی هارو نمیفرستید چالش داره تموم میشه هاا؟
یکی بهم پیشنهادداد برم ایران خودرو تهران
الان قرارع زنگ بزنم صحبت کنم اگه اوکی بودم برم من ولی میترسم نمیدونم پنج دقیقه دیگه باید زنگ بزنم چی بگم🫠
اگه خوابگاه داشته باشه اوکیم با خوابگاه تصمیم سختیه
باز از شما کمک میخوام
ای خواجه دوای درد ما کی باشد؟/وین وعده و انتظار تا کی باشد؟
#نه به مُسَکِّن # آستانه تحمل درد بالا
خدایی حسش نی ادبی بنویسم ساعت و ببین ! شعر هم یادم نی
تا کی چو گل از هوا مشوش باشیم؟»چند از پی آبرو در آتش باشیم؟
من پس از عزّت و حرمت ، شدم ار خوارِ کَسی/کار دل بود که با دل نفتد کار کسی
دردی که ز من جان بستاند اینست/عشقی که کسش چاره نداند اینست
چو بستی در به روی من، به کوی صبر رو کردم/چو درمانم نبخشیدی، به دردِ خویش خو کردم(به مولا که عشقی شوما جناب شهریار اگ بودی میومدم خدمت تون هم یک امضا میگرفتم هم یک سلفی)
خیلی دوست دارم حرف بزنم اما دیگه از مشکلاتم اینجا نمیگم شایدم بگم اما الان دیگه کامل حرف نمیزنم فقط ناراحتم الان خیلی
برا چند دقیقه دنیارو فراموش کن
ما را بجز این جهان، جهانی دگرست/جز دوزخ و فردوس، مکانی دگرست
این نیز نشد . . . . !
دیگه از یک جایی به بعد حتی آدم حوصله ناامید شدن هم نداره
نمیدانم که رازم با که واجم/غم و سوز و گدازم با که واجم
این یک دو سه روز نوبت عمر گذشت/چون آب به جویبار و چون باد به دشت
خیلی وَکتَم😭بعد شمی کامنتن تاییدکُنُم و خونوم
ای که در جام رقیبان می پیاپی میکنی/خون دل در ساغر عشاق تا کی میکنی
با عقل آب عشق به یک جو نمی رود/بیچاره من که ساخته از آب و آتشم