موقت
عمیقاً دلم میخواد پدر مولتی تیلیاردی داشتم انقد به کار و آینده فکر نمیکردم فقط خودم غرق مسافرت و تفریح و عشق و حال میکردم و جوری روزام و میگذروندم که در خور یکبار زندگی کردن تو این دنیا میبود ..بعد اینکه الان ماشینم و بر میداشتم میرفتم دور دور و کافه گرانو چیز کیکم و میخوردم و سر راه هم یک سر میرفتم لیلی و بستنی مشتی میزدم تو رگ (:
*حتی این توانایی و الان ندارم گواهینامه ام و دستمم بگیرم باهاش خیابون و متراژ کنم :/
*خلاصه که این زندگی کلا برا من ناعادلانه است . من که ازت راضی نیستم