شاعری !
شعر اول:
سالها در خلوت خویش گریستم / سالها به حال خود رنجیدم/ سالهاست تنهایی را برگزیده ام / سالهاست تمام زندگیم شده یک دفتر سپید / خودکار آبی یک قلب تنگ /و سروده های غم انگیز/ و راز های نگفته خویش در دل / حال نمیدانم چرا دگرگونم / پناه آورده ام به کیبورد سیه/ کامنت شده افکارم / مینویسم و مینویسم تا خالی شوم از دردم
شعر دوم :
نیستم عاشق اما دارم احوالات یک عاشق / نیستم مبتلا به دوری ، اما دورم از عشق/هستم دلتنگ ، اما نه دلتنگ لیلی و یک فرد/ دارم احوال خراب ، نمیدانم دلیل هرچند / نمیدانم چه وضعیست ،چنان گیرم / که خود خبر ندارم ، این مرض چیست/ نمیدانم چرا اینگونه گشتم از پریشب/ بلاتکلیف و تنها تر از هرشب
شعر سوم :
بزن سنگ و بزن سنگ به این دل تنگ / بزن چنگ و بزن چنگ به این قلب / بزن زخم و بزن زخم به این حال خرابم / لعنتی نیستی عاشق تا بفهمی چه حالم (((( خدا شاهده اگه من عاشق شده باشم !مغزم و دوست دارم )))))
نظرتون راجب شعر ها؟؟