راه های نرفته
ما از بیان مشکلات اجتماع خاصه در مقوله ی ازدواج بسی لذت میبریم . نمیدانیم شاید چون یکی از موارد بولد ذهن مان است و سعی میکنیم تا مطرحش کنیم و پاسخ های درستی برایش بیاییم ..
نمیدانیم آیا تاکنون فیلم مَلی و راه های نرفته اش را دیده اید یا خیر اگر مجردید توصیه مان است که بینیدش اگر دختر هستید که از واجبات است دیدنش!
ما دور و برمان زیاد دیده ایم و شنیده ایم که محدودیت ها برا ما بندگان طفلکی خدا زن ها همواره بیشتر از پسرای کاکل زری بوده و هست .. تو خونه بابا هستیم میگند هروقت شوهر کردی هر غلط و درستی دلت خواست بکن و وقتی هم شوهر میکنیم ، مستر میگه خونه بابات بودی میکردی ! خلاصه ددی پاس میدهد به شوهر ، شوهر پاس میدهد به ددی .. و آخر میبینیم که دو تا بچه کنارت نشسته و برا خودت نه وقتی گذاشتی نه درست زندگی کردی حالا این بین با کلی دعوا و مرافه و عصاب خوردی و کتک همراه بوده!
ما نمیخواهیم فیلم را اسپویل نماییم فلذا داستان خودمان را از مفهومش برایتان عرض مینماییم..
اصلا فلسفه گیر دادن به زن ها را نمیفهمیم حالا نه اینکه خودم یک زنم اینو میگم نه اتفاقا بلعکسش رو هم بارها سنجیده ام که رفتارهای ضد و نقیض از کجا نشئت میگیره مثلا از خونواده ، اجتماع، فرهنگ..
به عنوان یک دختر وقتایی که تحمل شرایط حال رو ندارم و تو موقعیت های سخت و محدودیت های فوق شدید و امنیتی خونواده قرار میگیرم و حرفهام و نگرانی هام برا آینده ام شنیده نمیشه با عصبانیت کامل میگم الان که اینطوره همین الان شوهر میکنم از اینجا میرم پیش یکی که منو بفهمه ( حالا نه بااین شدت ولی خب!)
در نهایت یک دختر برا فرار از وضع موجود و تکیه کردن به کسی برا نجات پیدا کردن ، رسیدن به خواسته ها و خیالبافی های روشن از آینده اش به آدم اشتباهی پناهی میبرد که نه تنها حالش رو بهتر نمیکند بلکه وضعیت موجود رو براش دو چندان بدتر خواهد کرد.
در اکثر مواقع شروع روابط عشقولانه گل و بلبل است و از عزیزم و جونم و عشقم گرفته تا هرکاری دلت خواست بکن کمتر نمی شنوی و جوری با ملایمت و لطافت بات رفتار میکنند که در یک آن تصور میکنی این شخص آفریده شده برا من و بهتر از او در زمین یافت می نشود .. نه فقط راجب دخترها بلکه حتی پسرها هم ،به طور کلی همه آدمها .. و ما در شروع هر رابطه حتی جدا از مسائل عشقی در حوزه های دیگر هم اینگونه ایم و به مرور آدم درون خودمان را نشان میدهیم .. و بعد مدتی زندگی مشترک میبینی که پارتنرت بسی شکاک ، گیر بده و بدبین است و هی رفته رفته به جایی میرسد که از خشونت های تحت اللفظی به خشونت فیزیکی و کتک میرسد...دختری که میبینه در خونواده خودش حامی و پشتیبانی نداره و اگه برگرده خونه کسی حق رو به او نمیده و جای دیگه ای هم نداره در واقع از اینجا رونده از اونجا مونده ست راهی براش نمیمونه جز تحمل ... اما هر آدمی کاسه صبری داره بعضی ها توان تحملش رو ندارن و مسیر به خودکشی ختم میشه یا حتی به دست همون مرد کشته میشه
چند وقت ویش داشتم مقاله ای میخوندم مرتبط با خشونت خانگی علیه زنان ، ذکر شده بود که تقریبا از هر سه زن در جهان یک زن در زندگی خود با خشونت فیزیکی و جنسی مواجه میشود ویک جایی دیگه گفته بود ۵۰هزار زن در سال ۲۰۲۴به دست همسر و یا خانواده شون به قتل رسیدن و این کم عددی نیست حساب کنیم هر ده دقیقه یک زن یا دختر ...
از فیلم دور نشویم ؛
یک سکانسی تو فیلم بود که سیامک شروع به زدن مَلی میکنه و اتفاقی رخ میده ،اونجا پدر سیامک بهش میگه نکن اما پسر برمیگرده به پدرش میگه : این خودت نبودی که جلو ما کتک میزدی؟؟
بعله رفقا خیلی از رفتار های ما ناشی میشه از الگوی بزرگ شدن ما در خانواده و البته که جامعه هم توش نقش زیادی داره ..
پس چه خوبه که چه به عنوان دختر چه به عنوان پسر بیاییم قبل ازدواج درست فکر کنیم و صرفا رابطه رو به یکسری موارد محدود نکنیم و بیشتر از همه چی صادقانه حرف زدن رو تو اولویت قرار بدیم . به فرض مثال من دوست دارم مستقل باشم و کار کنم اگه یکروزی عاشق شدم طرف همون اول بهم بگه من دوست ندارم نه درس بخونی نه کار کنی راحت تر میتونم تحمل کنم تا اینکه اول برا اینکه مخ منو بزنه بگه من مخالفتی ندارم اما همین که اسمش اومد تو شناسنامه ام بزنه زیرش!
و به قول مادر بزرگ خدا بیامرزم از اونجایی که من یک جوون دم بخت! حساب میشم واهمه های بسیاری از ازدواج دارم و ترجیح میدم تن به ازدواج ندم .. به نظرم همه چی ازدواج رابطه نیست و این مسائل مهم تر از هرچیز دیگه اند