شاطر
حالا که ما اینجاییم و به اجبار یک روز در میان و گاها هرروز ( اصلا معلوم نی که رفتن مان مشتاقانه است! الکی مثلاً) برای خرید نان مسافتی را طی مینماییم تا به آنجا برویم و از بین آنهمه نانوایی دور و بر تنها آن را برگزیده ایم خلاصه کنیم. این مستر رمز کارتم و فراموش کرده و ناامید گشتیم دیگه با چه امیدی نونوایی برویم واقعا بعضی وقتا خیلی خوب بود میدونست یکی میخوام و رمزم رو هم میدونست و نیاز نبود حرف بزنم ! :/
++ آقا جدی نگیریدااا شوخیند صرفا وگرنه من به چه کار بنده خدا دارم