•ᴗ•

پارادوکس

 تضادی که من باشم

شاهین و مِی و معشوق و انگبین!

۱.ما علاقه خاصی به کورس داریم با عموزاده کورسی گذاشتیم و او برد (: با خنده گفتم عموزاده اگه خلاف نری فک نکنم خوابت ببره فکر کنم منو ح ۱۰۰ تا پر کردیم عموزاده ۱۲۰ و مسافتی رو افتادیم تو ترافیک، و لاین خلاف را عمو زاده رفتو ماهم پشتش لامصب هیجان ۱۰۰ از ۱۰۰ ( البت خطرناک است شما نکنید! )

۲.یک عدد شاهین :)))))))) هم ردیاب بش وصل بود و هم پایش زخمی تا حالا شاهین لمس ننموده بودیم الحمدالله که کردیم ! حیوونکی مریض بود و هم تو ارتفاع کم پرواز می‌کرد و از آدم ها گریزی نداشت فکر کنم تازه پرونده بودنش ..کلیک

پ.ن : ما دلمان میخواد تراپیست مان دکتر نیما افشار باشد و دردِ دل را فقط به او بگوییم و از آن طرف تا قبل رسیدن نوبت مان با خانوم شیرزاد معاشرت کنیم :)) بعد تراپی هم برویم جشن بالماشکه و نوچوفسکو بزنیم به سلامتی به قول گفتنی :

گویند بهشت و حورعین خواهد بود

آنجا می و شیر و انگبین خواهد بود

گر ما می و معشوق گزیدیم چه باک؟

چون عاقبت کار چنین خواهد بود

🎨 تنظیمات قالب
🔤 فونت متن
🔎 اندازه متن
☁️ یک بیت برای تو