•ᴗ•

پارادوکس

 تضادی که من باشم

هیچ چی نی!

به خدا اگه آدم حسودی باشم وبحثم حسادت نیست ، اما وقتی میبینم افراد کوچیک تر از من کلاس میگذارند یا سر کار میرند پول در می آرند من اینهمه عین سگ می‌دو اَم ولی هنوز مفت خورم اعصابم خورد میشه...خدایی بحث استعدادهم اگه باشه استعداد ش رو دارم، خداروشکر هرکاری هم بگید بلدم ، کاری نیست نتونم انجام بدم ،، بااین وجود خب چرا کاری پیدا نمیکنم و بلد نیستم باش پول دربیارم 🫠،

آقا منم یک کاسه صبری دارم خووو حضرت ایوب که نیستم 🫠

من می‌خوام برم سر کار که راحت تر به آرزو هام برسم ، کمتر حرص بخورم ، راحت تر پول دربیارم ،،، کارای مورد علاقه ام رو کنم ،، با پولام برم کلاس زبان ، کارای نصفه نیمه ای که بلدم رو کامل کنم : کلاس های برنامه نویسی برم ، تعمیرات موبایل رو کامل یاد بگیرم ،مدرک های ICDL رو بگیرم، تکنسین داروخونه و هلال احمر ,ساز بخرم و یادش بگیرم ،،، بعد همه اینا مهاجرت کنم و برم ،،، بعد دوباره برگردم ، شرکت خودم و بزنم و خانوم خونه خودم باشم !

انقدع غصه میخورم :( انقدع این چند وقت بی اعصاب شدم ، دیگه خونه هستم بدتر نگرانی برای پدرم و مادرم حتی برای رفتار و حرکات شون هم حرص میخورم! انقد به این دخترای بیخیال حسودی میکنم که حد ندارع ،، خدایی یک جا مهمونی و مسافرت میریم خودم و با کار کردن خفه میکنم باز خونه کارام کمتره جارو میزنم و وسایل و مرتب میکنم بیرون که کلا نگم ،،

این دو روز بقیه دخترا یه جا نشستند و دست به سیاه و سفید نزدن به فکر این بودن ضد آفتاب بزنند تو آفتاب نسوزندحالا من تا زانو تو آب بودم داشتم سر چشمه ظرف میشستم ، ،، بعد رفتیم مسجد پیش دوستای داداشم ، اونجا چایی خوردیم ظرف شستم، جارو و غذا و اینام بگم ؟؟

میدونید مقصر خودمم اگر از بچگی یه جا میرفتم کار نمی‌کردم به خودم می‌رسیدم از اینایی بودم که همش آرایش تمام و خودم از اینایی می‌دیدم که از اِلی اومدم و کار برای کلفت‌ نوکراست با این شیوه میرفتم جلو و خودم و مرکز عالم میدونستم و به کسی غیر خودم اهمیت نمی‌دادم شک ندارم الان هم زندگی بهتری داشتم ، هم کار داشتم و خوشحال ترین بودم ! از طرفی بقیع بیشتر دوستم داشتند و لی لی به لا لام میذاشتن

دختر عمو سی ساله م می‌گفت یکم از برادرزاده ام یاد بگیر انقد حرص خوردی داغون کردی خودتو, انقد خودتو وقف خونواده و بقیه نکن نشو ورژن دوم من

عزیز دلم مگ میشه غصه نخورد :))))

یعنی با کائنات و از این کوفت زهرماریا هم باس طلبکارانه حرف بزنم تا امروز میگفتم کار پیدا شه برام خودم زمین بخورم و پاشم اما الان ..

ای زندگی کثافط عوضی بی همه چیز سه نقطه پدر مادر خوب از گیلان تا نیویورک سیتی تف تو روحت! فقط بلدی منو ناراحت کنی ،، اصلا نمی‌خوام دختر خوبی باشم ،، تو داری منو بهم میریزی پا رو دمم نزار یکاری میکنم که خود خدام لعنتم کنه...

حالا من امشب ناراحتم خدا به دل نگیر ولی داری بهم فشار میاد دلت میاد انقد بچزونی منو ، من بیچاره ای که همش دنبال اینم به خلق خودت خدمت کنم ؟؟ 🫠

لاکو‌ بون اَوَرع بوکون،،

دوستان هرروز دارم معتقد تر میشم هرچی سنگدل تر زندگی بهتر !

از دستم در رفته چند ساله دارم اینکارو میکنم هربار آگهی ترحیم میبینم حمد و سوره میخونم میگم دستش کوتاه ست شاید دستشو گرفت ،، حالا رو اون بندگان خدا منت نمیگذارم ولی احتیاج دارم یکی برام حمد و توحید بخونه عین خودم !

دفعه پیش نقطه صعفام و گفتم الان یه مثبت شو میگم واقعا مهربونم ! دیگ هرجا میرم بهم میگند ولی چه فایده داره عذابم میده حاضرم یک وحشی بی همه چیز باشم اما مهربون خیر ....

زندگی خیلی بهم فشار آورده مشخصه یا بیشتر تعریف کنم؟

علیرضا خان شیرازی خدا پدر تو بیامرزه حداقل اینجا هست اندکی خالی شیم واقعا انقد که تو زندگی رو برام بهتر کردی خانواده م نکردن به خدا حداقل اینجا حرفایی دلمو میشنوند اما خونواده ام انقد بی سانسور خیر

بهترین زندگی برا دخترای سلیطه است حالا اینجا سلیطه به معنای فحش نی بلکه منظورم اینه چون هیچی به کتف شون نیست و خودشون مهمند عشق و حال دنیا و میکنند

من مطمئنم بمیرم هم تو اون دنیا هم زندگیم بدتر. از الآنم خواهد شد بعید بدونم حوری موری ای در کار باشه ،، بعدشم اصلا باشه من خیلی این دنیا حوصله با پسر بودن و دارم حالا اون دنیا بیس چاری حوری کنارم باشه!