جان کندیم و نشد ! تاسف
تأسف کجا ست ؟ مرا به همان سمت هدایت بفرمایید
بلافاصله بعد رسیدن به وطن ! و استشمام بوی خاک بارون خورده ما رفتیم آموزش و پرورش شهرمان برای درخواست دبیر حق التدریسی! و فرمودیم ما از شیمی گرفته تا ریاضی و فیزیک و قرآن و علوم را میتوانیم هندل کنیم!اصلا هم برایمان مهم نیست که مقصد کدام روستا باشد ما میرویم و همانجا میمانیم انتظار داشتم از ما بپرسند خب دخترم پارادوکس جان لیسانس تان را از کدام ده کوره چلغوز آبادی گرفته اید؟ معدل تان چند است؟ سابقه آموزش دارید ؟ توانایی هایت را بگو چه میدانی چه نمیدانی . ولی در عوض پرسیدند خب دخترم آیا عضو بسیج دانشگاه بوده ای؟
من خودم را با GPTعزیزم حاضر کرده بودم.که چگونه به سوالات احتمالی راجب شیمی پاسخ بدهم و بردن مدارکی حمل بر کار یکساله در آزمایشگاه و چند تا برگه نشان بدهد که مقالاتی در راه است به عنوان رزومه اما بر خلاف انتظار حتی ازمان نگرفتند که ضمیمه درخواست مان کنند و من هی اصرار و آنها مدام میگفتند نیاز نیست ..
سر راه یک سری هم به مدیر متوسطه اول مان زدیم که خیلی گرم و صمیمی ازمان استقبال کرد و جویای حال شد و تکرار همان حرف های بالا ازما بعد بهمان گفت دختر قشنگم افتخار مونی یک چیز میگم آویز گوشِت کن کاش سال پیش یک سری بهم میزدی راهنماییت میکردم تو دوران دانشجوییت چند تا مدرک جور کنی و الان راحت تر میتونستی وارد آموزش پرورش بشوی الان برای کار مثل قدیم نیست که راحت حق التدریسی بگیریم و چندسال بعد استخدام ،،الان اولویت برای حق التدریسی با سهمیه ای هاست و عضو فعالان بسیج ،، هفته پیش اتفاقا یکی شان برای مدرسه انتخاب شد بعد او هم پرسید کارت فعال بسیج داری ؟ بسیج دانشجویی چطور ؟ که برات کاری جور کنم حداقل بتونی کلاس فوق العاده تابستونی برای بچه هامون بگذاری !
من با بغضی توی گلو برایش گفتم : خب من عضو بسیج دانشجویی نبودم و مدرکی برای این مورد ندارم اما یکسال توی آزمایشگاه کار کردم ! تقریبا چهار ماهی در کلاس های فوق العاده ی قرآنی که خانم فلانی برگزار میکرد من جایشان می آمدم و میتونید از خانم ایکس مدیر مدرسه ابتدایی بغلی بپرسید ...
این دومین باری است از سهمیه ای ها ضربه میخوریم :( خدایی زور داره. اگه هیچکی ندونه شما رفقای پارادوکس میدوونید که تو این یکسال و نیم چه برما گذشت و ما چقدر جان کندیم اما آخر اینهمه خودت را پاره کن اصلا ملاک و رزومه ای حساب نشود... حیف آن همه زحمت در آزمایشگاه خاصه در این تقریبا یک ماه که بیشتر از صدمان را گذاشتیم:(
و در آخر کار هم مدیر هم معاون آموزشی و هم رئیس آموزش پرورش بهمان توصیه کردن صد آزمون ماده ی ۲۸ بدهیم ...
ما که امید به زنگ زدن از سوی آموزش و پرورش نداریم اما باز امیدواریم مدیر مدرسه مان یکاری برایمان کند با توجه به شناختی که دارد .
و اینکه تف تو مملکتی که اساس کار را برای جوانان سهمیه و بسیج و از این چرندیات بداند .. واقعا تف
++برای بار دهم صبح به سبحان دارو نیز زنگ زدیم اما آنها هم نیرو نخواستند باز :(