•ᴗ•

پارادوکس

 تضادی که من باشم

لعنت به این اوضاعی که توشیم! البته که دیگه تو ماشد

تف تو این زندگی لعنتی تو 25روز اینقدر خرجم شده حالا4/500پول خوابگاه و کرایه رفتم رو حساب نکردم :( کلیک

کاش یک گلوله صاف می‌زدند تو قلبم به جای اینکه اینطوری ذره ذره قلبم بمیره و گرونی منو از پا دربیاره .. خدایی هیچی برای خودم نخریدم جز پنج تا کتاب که تقریبا رو هم شدن هشتصد اونم کمتر :(( بقیه ش مواد غذایی شد .. دوبارهم رفتم کافه که رو هم شد ۲۵۰ بقیه ش رو اصلا نفهمیدم :(

دوست دارم اندکی فوحش بدم به سران مملکت تهش بیان منو کنند تو گونی نمیگم بقیه کشورها گل و بلبلند ولی حداقل یک رفاه نسبی دارند و دخل و خرج شون با درآمد شون میخونه :(

++ روانی میشم وقتی میرم بیرون میبینم راه به راه بنر زدن برای زادآوری و بچه آوردن ! آخه پدصگا اصلا درآمد داریم که بخوایم به ازدواج فکر کنیم و بچه دار بشه آدم.. آدم عاقل تو این اوضاع نه تنها ازدواج نمیکنه که یکی و بدبخت کنه هیچ یک طفل معصوم دیگه رو هم بیاره این دنیا و کلی حسرت بمونه روی دلش ....کلیک

خب من الان دنبال کارم آیا سران مملکت عزیزم برام این بستر و فراهم کردن برم جایی و پیدا کنم و کار کنم ؟ نه جان من خواهشاً شما برام توضیح بده شاید اندکی دلم آروم شد ..

انقدع عصبیم و ناراحتم که حد ندارع من سه هفته پیش کرایه دادم ۱٫۶۰۰ الان شد ۲ و خورده ای خدایی مردن برام کمه :(

حیف ایران قشنگم :( هرروز که به تو فکر میکنم غمگین تر میشم :(

من نه نابغه ام نه نخبه نه باهوش ولی از خودم متنفر شدم که اصلا چرا برای چارتا پروژه اومدم و کلی هزینه کردم کم کمش دو سه تومن فقط پول دوا و دکتر دادم سر مسمومیت با آمونیاک هیچکی قدر نمیدونه آخرش اونایی به جایی می‌رسند که پول و پارتی و سهمیه دارند:(

بی ارزش ترین چیز تو این دنیا پوله و من برای بی ارزش ترین چیز اشکم درمیاد ، من بدم میاد نتونم رو پای خودم واستم ، نتونم خرج خودم و بدم می‌دونم سنی ندارم دنیا به آخر نرسیده ولی خب خدایی سخته دیگه از قشر متوسط رو به پایین باشی بدون کمکی از جات پاشی و به یک جایی برسی ..

کلیک هرروز ایمیلم پر میشه از این ریجکت ها که بیشتر سر نداشتن سابقه رد میشه این فقط چهار تاشع:(((

🎨 تنظیمات قالب
🔤 فونت متن
🔎 اندازه متن
☁️ یک بیت برای تو