بوی ماه مهر
دارم وسوسه میشم لای کتابهای بچه های داداشم یک متنی یادداشتی بگذارم وقتی دیدند خوشحال شند ،اما از ترس اینکه مبادا ننه باهاشون بیفتند به جون داداشم منصرف میشم خدایی داشتیم داداشم براشون تکالیف رو نوشته بود روکاغذ بعد بچه بد خطه تازه مریض هم بود حوصله نداشتع ، انگار مادره کتاب های بچه ش رو ورق میزنه بینش پیدا میکنه ، فکر میکنه طلسمی چیزیه خلاصه زنگ زده بود هرچی رسید به داداشم گفت 😂🤣
+خدایی یهو دلم خواست کلاس سوم ابتدائی باشم بهم کتاب نو بدند جلد کنم :)انقد بوی خوبی میدن که نگو
برچسبها: ساده انگارانه