•ᴗ•

پارادوکس

 تضادی که من باشم

برای پارادوکسَکَم!

درود خداوندگار بر تو فرزندکم پارادوکس

اینبار آمده ایم تو را خویشانه اندر پند هایی دهیم هرچند میدانیم آنقدر ها بالغ گشته ای که نصایح ما به هیچ جایت نباشد هرچند تو غلط نموده ای و چیز ها خورده ای که به اندرز های ما گوش ننهی ! از آنجایی که ۲۴ امین سالی است که ما در آغوش همیم و چیز های بسیاری از تو دیده ایم واجب میدانیم یکسری از موارد را به شوما گوشزد نماییم .

اولندش که خودت نیستی یا همش صورتک بر چهره زده ای یا آن روی تناقض نمایت را همچون آتشفشان نیمه خفته که یکهو روشن می‌شود فوران می‌کنی و دهان خویشان نزدیکت از جمله منه طفلکی را مورد عنایت قرار میدهی و مغز مارا به خاکینگ ! میرسانی و هر شب را زهرمار مان میکنی و ما نیز هرشب دوست میداریم با بالشتی خودمان و خودت را راهی ملکوت اعلا کنیم ! در نهایت که مرگ حق است پس زودتر خلاص گردیم بااین رفتار های تو عاقلانه تر نیست؟

دویوم : ما که میدونیم از جمله درویشان مکتب داستا جون و حافظ جانی ! اندکی شومارا سوق به دیدگاه نیچه نیسم میدهیم .و حالا به خاطر روی گل حافظ جان یک شب منو شوما یه نیمچه خلوتی میکنیم و آره می‌زنیم به سلامتی یکی بودن مان ! یادمان نبود باس نصیحت میکردیم نه به راه کج میکشاندیم خلاصه که به سلامتی را ولش دنبال ترادف خودت باش هر غلطی دلت خواست با او کن !

سیوم: متزلزل الاَحوالی! و مارو خاکیدی😑 عسیسم درجه مودی بودنت را بکاهی بد نی! یاواش بمون باهم سوار شیم ما تا می‌آییم به این خویَ ت عادت کنیم میزنی تو فاز دپ و غم ، تا ما دپ میشویم تو خوشحال ترین میشوی وقتیم ما خوشحال میشیم تو میشی دپ خلاصه که تکلیف مارو روشن بفرما ، و متنوع الحال نباش !

چهارم: داداش چرا منو سرویس می‌کنی و یکدور در ذهن من طرف رو میشوری و میسابی و پهن میکنی بعد جلو خودش مظلوم دو عالم میشوی ! اگر زر مفت زده برو بزن تو صورتش و فحشهایت را بده و اگه دختره چشم سفید شدی هم فدا سرت دنیا دو روز است ، تو خوشحال نباشی اونوقت من چه کنم قشنگم ؟ البته تعادل بد نی در کمال تواضع و فروتنی حقت را بستان

پنجم : ما که میدانیم قلبی همچو گنجیشک کوچولویی داریم و اشک لب مشک و احساسات طغیان کننده ، اگر این مورد را اصلاح کنی و احساساتت از خط رد نشود تا ابد چاکر و دست بوس خواهیم بود

شیشم : این احساسات ناامیدانه را از خود دور کنی به جایی بر نمی‌خورد میخورد آیا ؟ مثلاً چه میشود خودت را دست کم نگیری و کمال گرایی را بنشانی سر جایش ! چرا فکر میکنی همیشه سختی ها برای تو است و عشق و نوش جولانگاه دیگران ؟ و روزگار را بر خود تلخ و گَس می‌کنی ؟ چرا شل کن سفت کن در می آوری و تکلیفت را با خودت و خودم مشخص نمیکنی ؟ هان ؟

و در آخر دخترم اعتیاد بلایی است خانمان سوز و ما در عالم هپروت نیز نمی‌دیدیم مرا درگیر اعتیاد کنی و ثانیه ای بلاگفا را اسنیف کنیم ٫ خلاصه که دنبال چاره راه باش ! ما دلمان برای این طفلکی های مظلوم بلاگفا میسوزد که صاحبین چشم های بی‌گناهی اند که از ده و ده به دو از ده با بدتر از آن به یک از ده با پست های غر زننده ثانیه وارانه ات رساندی..‌

و از آنجایی که چموشی و خام و حوصله شنیدن حقایق تلخ از خودت را نداری ما تو را به همان هو الواحد ت می‌سپاریم .باشد که تو آدم شوی ، آدم بودن در عینک مآبی زدن نی و فرهیخته بودن به حفظ کردن چارتا متن درویشانه نیست .. و میدانم که این نکته را خوب دانی و سر لوحه ی من و توست: اگر ذره ای حتی اگر اندازه یک غبار باشد کار نیک و خوب کنی در همین دنیا بت بر میگردد و خدا نیاورد آن روز را اگر به اندازه ناچیز ترین ذره اتم بدی کنی همان نیز در این دنیا و هم در آن دنیا یقه مان را خواهد گرفت ..