•ᴗ•

پارادوکس

 تضادی که من باشم

شومیر کردیم

انتظار داشتم صبح که بیدار میشم با تِنچِه‌ ( دیگ) و کلوبیج( ماهیتابه ) ، آب رو از تو خونه باهاشون می‌ریختیم بیرون! بعد سیل دیشب , دیشب تا ۱٫۵ دوئه شب داشتیم با بیل و کلنگ با وجود بارون سیل آسا و رعد و برق های وحشتناک آبراهه درست میکردیم نیاد داخل خونه مون و بدون وقفه تا ۶ صبح باریده .

+آخی شهناز و شهری و فرنگیس ( مرغ هام) شومیر( یخ)کردن دیشب, برم بیارم اتاق با حوله خشک شون کنم! و یک سرشواری بگیرم

++ تو تموم سال های زندگیم بارون با این شدت ندیده بودم شک ندارم دو سه تا خسارت بزرگ زده و حداقلش یکی دوتا پل خراب شده!حالا ایشالا که اشتباه کنم

بعد نوشت : کلیک