•ᴗ•

پارادوکس

 تضادی که من باشم

ناامید بشم یا زوده؟

ساعت ۱:۱۵ دقیقه نیمه دیشب بلاخره به پایان آمد این دفتر اما حکایت همچنان باقی ،،نتیجه ؟ مرسی از ایلان ماسک و دار و دسته اش بابت کمک به بشریت !مرسی از GPT و Perplexity ‌ و تفکرات فرا طبیعی شان! برخلاف میل وجودی ما پروپوزال ۲۲ صفحه فیکس شد ! همه چی اوکی بود و ما دنبال ایراد های میلیمتری از سوی اساتید محترمه بودیم! فقط بزرگ ترین گاف نداشتن برآورد هزینه اولیه بود! جدا از تجهیزات و ابزار آلات از صبح دنبال مواد ناب و مرک ایم و سه قلم ماده هرکدام در حد ۱۰-۲۰ گرم مجموعا ۱۴میلیون و هشتصد،، خدایی اگه خودم بخوام بریز و بپاش کنم گرونه ،، حالا این بین با تخفیف برام حساب کردن چون آشنا بودم ! :))) و چهار تومن کم شده حالا هزینه هر تک طیف یکی دو تومن آب میخوره ! و دوتاش دانشگاه تهرانه و پست و فلان هم روش! خلاصه بخوام نخوام یه ۸۰-۹۰ تونی سرمایه اولیه ! فلحال مجبور به نگارش مجددیم از سر اساتید نمیشود شاد شد اگه گرید ندن چی؟ خصوصا که دیگر دانشجو و اصلا در آن شهر نیستیم..

+کی باشه منو نخواد ! :))) البته اونی که من می‌خوام نمی‌خواد منو که :(

•یکم در و دل کنم ؟ این چیزی نیست که من میخواستم اون نوآوری که مدنظر منه نیست!